صائن الدين على بن تركه
177
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
اين سخنان شنيدند البته در خاطر ايشان اعتقاد آن شخص پيدا شد ، بعد از آن در خاطر او نشاندند كه بمىبايد ديد او را و چون يك كس از امرا او را ديدند « 1 » عوام رو كردند و او روز به روز با جماعتى عهد مىكند و بيعت از ايشان مىستاند و در مرور ايام غلبه مىشوند و فساد در دماغ ايشان پيدا مىشود و فتنهء بسيار از اين ممر در مملكتها پيدا شده چنانچه مشهور است . اين زمان از حشمت اين دولت بزرگ است كه مثل اين فتنهها فرونشسته . غرض كه اين فسادها را واجب است كه پادشاه وقت بر آن واقف باشد و شرط احتياط بجاى آرند و معلوم فرمايند از سر يقين درست كه اين دو طايفه از آن بزرگان دوراند و دامن قدر ايشان از اين عيبها مبرا چه اين دو طايفهاند كه سبب بدنامى بزرگان ديناند . زنهار كه ايشان را بشناسند و بشناسانند . پوشيدهمرقعاند از اين خامى چند * بر بسته ز طامات الف لامى چند نارفته ره صدق و صفا گامى چند * بدنامكنندهء نكونامى چند و سبب اين همه فسادها آن است كه سخنان حضرت رسالت - صلوات اللّه و سلامه عليه - گوش نمىكنند كه او در بسيارى از احاديث مىفرمايد كه دور باشيد از بدعت كه « كل بدعة ضلالة » يعنى هر بدعتى كه كسى نهاد گمراهىيى است كه آشكارا كرده و منبع اين فسادها همه بدعت است و آن حضرت در هيچ باب اين مبالغه نفرموده كه در باب بدعت ، چنانچه در وصل آينده چندى از آن احاديث جمع كرده و ترجمهء آن روشن گردانيده به اميد آنكه پادشاه اسلام بر آن واقف گردد ، باشد كه در خاطر مبارك و رأى بزرگوارش آيد كه مثل اين بدعتها از روى روزگار دور گرداند كه يمن بسيار به بركت رفع بدعت در اوضاع و احوال همايون پيدا شود ان شاء اللّه تعالى . دو وصل سخن مىآرد : يكى در ترجمهء حديثى چند كه حضرت رسالت فرموده است در چيزى كه پادشاه را دانستن آنها فايده . دارد و دوم در باب طريقهء
--> ( 1 ) - دم : ديد .